|
تفـریحــــات سالم در جامعه چه راه کارهایی در حفظ سلامتی جامعه موثرند
| ||
|
تعطیلات عید فرصتی مناسب برای گردش و انجام تفریحات است .همانگونه که بدن آدمی به انواع غذاها محتاج است ، روح او نیز به شادابی و تفریحات سالم نیازمند است و غذای روح و روان ، همانند غذای جسم مطرح است. با بررسی سیره عملی حضرت امیرالمومنین علیه السلام ، این حقیقت را به روشنی درمی یابیم : الف- استفاده از زیبایی های طبیعت حضرت علی علیه السلام وقتی به سوی صفین حرکت می فرمود ، به سرزمین "بلیخ" رسید که جای خوش آب و هوایی بود و رودخانه بزرگ و پر آبی داشت . مناظر زیبای آن سرزمین ، امام علی علیه السلام را به خود مشغول کرد . آن حضرت دستور داد تا سپاهیان مدتی در آنجا بمانند ، از آب و هوای دلنشین آن سامان بهره مند گردند و استراحت کنند. با اینکه حضرت علی علیه السلام در حال پیشروی به سوی سرزمین صفین بود و جنگ بسیار سرنوشت سازی را در پیش رو داشت ، و لشکر چند ده هزار نفری را رهبری ادامه مطلب [ دوشنبه سی و یکم مرداد 1390 ] [ 23:17 ] [ رضا کریمی ورزنه ]
پويايي معنوي و سياسي يک جامعه به حضور بالنده ارزش هاي ديني و ملّي پذيرفته شده در آن جامعه و ميزان پاي بندي افراد جامعه به آن ها بستگي دارد. بنابراين، بهترين راه سالم سازي و افزايش آمادگي جامعه در برابر ترفندها و توطئه هاي پيچيده دشمن، تلاش براي حفظ، دروني سازي و گسترش ارزش ها در زندگي فردي و اجتماعي است. خانواده، به عنوان نخستين کانوني که در اين زمينه مي تواند نقش آفريني کند و پس از آن، مدرسه، آموزشگاه ها و دانشگاه ها بايد به اين امر مهم، عنايت ويژه داشته باشند و به فراخور نياز افراد در دوره هاي گوناگون سني، آنان را ياري کنند؛ زيرا فراهم آوردن زمينه هاي سالم تغذيه فکري براي نسل جديد، عبادت خواهد بود. تشويق افراد، سازمان ها و صاحبان پايگاه هاي اجتماعي به گام نهادن در اين راه نيز يکي ديگر از راه هاي حفظ و گسترش ارزش هاي ديني در سطح جامعه است. تلاش برخي افراد، گروه ها و احزاب براي کمرنگ کردن يا از بين بردن پاي بندي به ارزش ها به ويژه در ميان نوجوانان و جوانان، خيانتي نابخشودني، ستمي ناروا و بهترين راه ايجاد سلطه بيگانگان بر سرزمين اسلامي است؛ زيرا جامعه تهي از ارزش هاي ديني، بستر مناسبي براي تهاجم و شبيخون فرهنگي دشمن خواهد بود. در اين ميان، وظيفه پاسخ گويي به شبهه هاي موجود در اين زمينه بر عهده همه انديشمندان، نويسندگان، رهبران فکري جامعه و مرزبانان انديشه علوي است که بايد با بهره گيري از سلاح انديشه و منطق، اين مهم را به انجام رسانند. پژوهشگران گروه تربيت و مشاوره مرکز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه نيز چون خود را در اين امر خطير، مسئول مي دانند، با شناسايي برخي شبهه ها و پرسش هاي قشر جوان،پاسخگويي به آن ها را در صدر کار خود قرار داده اند که اينک از نظرتان مي گذرد. بهترين راه کار فرهنگ سازي ديني در جامعه چيست؟ فرهنگ سازي ديني به معناي«دادن نمود عيني و نهادينه کردن ارزش هاي ديني در رفتار افراد و صحنه هاي اجتماعي است» که در فرآيندي چندين مرحله اي تحقق خواهد يافت. بهترين راه کارهاي فرهنگ سازي ديني بدين شرح است: الف) نخستين گام در برنامه ريزي، «خودسازي» است. رسالت بزرگ کارگزاران فرهنگي اين است که ابتدا خود را به ارزش هاي ديني مانند: ايمان، تقوا، شرح صدر و... آراسته سازند و در عمل به ارزش ها، از ديگران پيشي بگيرند. ب) گام دوّم«ديگرسازي» است که در قالب ارشاد و نصيحت، تبليغ و تعليم و تربيت اسلامي امکان پذير است. هدف از ارشاد و نصيحت، افزايش سطح تربيت و ترويج فضايل اخلاقي است. تکريم شخصيت ديگران، وفق و مدارا، برخورد محبت آميز و استفاده از روش هاي غيرمستقيم هم چون روش الگويي، در کارآيي نصيحت و ارشاد نقش بسيار مؤثري ايفا خواهد کرد. پيامبران نيز در دعوت خود از همين شيوه ها بهره برده اند. براي نمونه، رسول خدا(ص) هنگامي که مأموريت يافت خويشان خود را به دين جديد دعوت کند، مجلسي تشکيل داد. سپس با غذايي که از گوشت گوسفند و شير فراهم آورده بود، از آنان به خوبي پذيرايي کرد. آن گاه آنان را به پذيرش دين الهي فراخواند.[2] اين شيوه برخورد، سيره پيامبر(ص) و اهل بيت آن حضرت بود که با استفاده از همين روش، مردم را به سوي دين خدا و هدايت هاي ديني جذب مي کردند. ج) فرهنگ سازي ديني و احياي ارزش هاي مذهبي در شرايط کنوني جامعه اسلامي، به فعاليت نظام يافته و هم فکري و تلاش گروهي نياز دارد که از نظر ابزار و محدوده کار نيز به مراتب گسترده تر و پيچيده تر از گذشته است. لازمه فرهنگ سازي ديني در حال حاضر اين است که همه نهادهاي اجتماعي، کارگزاران فرهنگي، صدا و سيما، مطبوعات و... به صورت همآهنگ و منسجم در نهادينه کردن ارزش هاي ديني، تلاش ورزند. در اين ميان، نقش خانواده، آموزش و پرورش، صدا و سيما و مطبوعات به مراتب از ديگر نهادها برجسته تر است.[3] غيرت ديني با فرهنگ ايراني چه رابطه اي دارد؟ فرهنگ ايراني: امروزه«فرهنگ ايراني» همان«فرهنگ اسلام» است؛ چون فرهنگ ايراني در دين و باورهاي مذهبي مردم ايران، ريشه دارد. به تعبير برخي پژوهشگران، «فرهنگ يک ملت به مثابه تجسّد مذهب آن ملت است.»[4] بنابراين، فرهنگ ايراني به معناي همه باورها و ارزش هايي است که ريشه آسماني دارند و رفتارهاي فردي و اجتماعي بر اساس آن شکل مي گيرند. شايد اين پرسش مطرح شود که اگر «فرهنگ ايراني» همان«فرهنگ اسلام» است، پس هر آن چه ميان مردم رواج دارد، مورد تأييد اسلام خواهد بود. در اين زمينه به چند نکته اشاره مي شود: 1. نفوذ تدريجي فرهنگ اسلام در ايران: ايرانيان به تدريج اسلام را پذيرفتند و اسلام آرام آرام به ويژه در دوره هاي استقلال سياسي ايران بر کيش زرتشتي چيره شد.[5] 2. گزينش و جرح و تعديل فرهنگ ايراني به وسيله اسلام: دين اسلام هنگام نفوذ به ايران، در اخلاق، مذهب، فرهنگ اجتماعي و نظام سياسي اين سرزمين، دگرگوني هاي بنيادي پديد نمي آورد. براي نمونه، مبلغان مسلمان، مردم را به انجام دستورهاي اسلامي مانند نماز و روزه فرا مي خواندند، در حالي که اين سنّت ها پيش از آن در ميان مردم رايج نبود. برخورد اسلام با آداب و رسوم پيشين مردم ايران، گزينشي بود؛ نه ابطال يا پذيرش کامل. غيرتديني «غيرت» به معناي«حميت» و«تعصب»[6] و از لوازم محبت است. غيرتمند نيز به کسي گفته مي شود که در حفظ ناموس، آبرو و شرف خود بکوشد.[7] بنابراين، «غيرت ديني» به معناي دفاع و پاسداري از ارزش هاي ديني است. پيامبر اسلام(ص)، غيرت را جزء ايمان[8] و قرآن کريم، آن را نشانه ايمان دانسته است.(فتح، 29). غيرت گونه هاي متفاوتي دارد که يکي از آن ها غيرت ديني است. غيرت ديني را بايد از ديگر گونه هاي غيرت، بهتر و نکوتر دانست؛ چون به معناي دفاع از حريم اسلام است که از مهم ترين واجبات اسلام به شمار مي رود. دفاع از حريم اسلام ممکن است به دو صورت زير تحقق يابد: راه هاي پيشگيري از انحراف فکري جوانان چيست؟ همان گونه که در تأمين سلامت جسمي افراد جامعه، اولويت با پيشگيري و ايمن سازي افراد است، در تأمين سلامت فکري و اعتقادي جامعه نيز بايد پاکسازي محيط از آلودگي هاي فکري، رواني و اعتقادي و پيشگيري از گسترش آن را در اولويت قرار داد. به همين دليل سياست گذاري هاي فرهنگي بايد به گونه اي باشد که محيط خوب و سالمي براي جوانان و نوجوانان فراهم آيد. لازم است کارگزاران تربيتي، نهادهاي فرهنگي و خانواده ها با برنامه ريزي منظم، افراد آسيب پذير را شناسايي و براي ايمن سازي آنان اقدام کنند. هم چنين افرادي که مورد تهاجم فرهنگي بيگانه قرار گرفته اند، بايد شناسايي شوند تا با استفاده از روش هاي پيشگيرانه، آنان و ديگران از آلودگي بيشتر برحذر باشند. گفتني است در ارايه راه کارهاي پيشگيري از فريب خوردن جوانان و نوجوانان و افتادن آنان در دام افراد و جريان هاي منحرف، بايد به شرايط سني، تفاوت هاي فردي، شرايط زماني و مکاني و پايگاه فرهنگي و اجتماعي جوانان و نوجوانان توجه کرد. اينک شماري از اين روش ها را بر مي شماريم: 1. نهادينه کردن شناخت و باورهاي ديني: بنيادي ترين روش براي پيشگيري از فريب خوردن جوانان، گسترش زمينه هاي شناخت معارف الهي و دروني سازي باورهاي مذهبي است. از آن جا که«مذهب» و«خداپرستي» در آيينه فطرت انسان، نقش بسته و«کمال جويي» در نهاد انسان نهفته است،(روم،29) کافي است پدران و مادران و کارگزاران فرهنگي با برنامه هاي تبليغي و هدايتي، فطرت خداجوي جوانان و نوجوانان را شکوفا سازند. افزايش آگاهي ها به همراه دستيابي به معرفت و باورهاي ديني بايد به گونه اي باشد که جوانان در برابر تبليغات دشمنان، ايمن شوند. 2. بسترسازي براي حضور جوانان در مکان هاي مذهبي: فراهم آوردن زمينه حضور جوانان و نوجوانان در مساجد، نماز جمعه و بهره گيري آنان از برنامه هاي سازنده و روح بخش مذهبي، جوانان را با خدا مأنوس مي سازد[10] و به زيور خوبي ها و زيبايي ها آراسته مي گرداند.[11] 3. تشويق جوانان و نوجوانان به مطالعه کتاب هاي سازنده: ممکن است برخي جوانان به دليل تبليغات رسانه هاي گروهي، نسبت به آگاهي از مسايل ديني احساس بي نيازي کنند و انگيزه اي براي مطالعه نداشته باشند. در اين صورت، بايد بکوشيم اين احساس کاذب از ميان برود و انگيزه مطالعه در جوانان ايجاد شود. 4. تشکيل جلسه هاي مذهبي و سرگرمي مناسب: با تشکيل جلسه هاي آموزش مسايل ديني، سياسي و اجتماعي، گردش هاي دسته جمعي و جلسه هاي دعا و نيايش که از هدف هاي رفتاري مشخص و دراز مدت برخوردارند، مي توان علاقه هاي جوانان را به اين امور جلب کرد. در اين زمينه از هنر و ادبيات نيز در انتقال باورهاي ديني بايد بهره برد. نمايش فيلم هاي سودمند با درون مايه مذهبي، گزارش هاي مستند جنگ تحميلي و بازديد از مناطق جنگي در تقويت دينباوري نسل جوان مؤثر هستند.[12] 5. تشکيل جلسه هاي پرسش و پاسخ و گفتگو: با بهره گيري از آموزگاران و مربيان علاقه مند و با تجربه مي توان بحث هاي آزاد عقيدتي و سياسي درباره مسايل روز و مورد علاقه جوانان برپا کرد. 6. فراهم آوردن محيط گرم و خانوادگي و برخورد دوستانه با جوانان: نوجوانان در سن بلوغ بيش از حد حساس هستند و به همين دليل، نبايد با آنان با سختي و خشونت برخورد کرد. اگر افراد خانواده به ويژه پدر و مادر، به نيازهاي عاطفي و روانشناختي جوانان و نوجوانان در محيط خانواده توجه داشته باشند، آنان ديگر انگيزه اي نخواهند داشت که با افراد ناباب، رفت و آمد و دوستي کنند. پس پدران و مادران بايد بکوشند محيطي آرام و سرشار از محبت و احترام براي جوانان شان فراهم آورند.[13] 7. انتخاب دوستان خوب و شايسته: گاه ديده شده است که همه عوامل تربيتي براي يک فرد فراهم بوده، ولي رفت و آمد با دوستان ناباب، او را منحرف کرده و از هدايت و رشد بازداشته است.[14] ممکن است چنين تصور شود که چه بسا جوان، فردي را خوب و شايسته تشخيص دهد، در حالي که وي، فردي مشکل دار و وابسته به جريان هاي ضدمذهبي باشد. پدر و مادر نيز نمي توانند براي فرزند جوان شان، دوستان خوب و شايسته برگزينند. پس مراد از اين موضوع چيست؟ در اين زمينه بايد گفت پدر و مادر مي توانند از همان دوران کودکي فرزندان شان، دوستاني خوب و شايسته براي آنان انتخاب کنند؛ چون تجربه نشان داده است که معمولاً جوانان و بزرگسالان دوستي خود را با افرادي ادامه مي دهند که در دوران کودکي با آنان دوست بوده اند. خانواده، مدرسه، کارگزاران تربيتي و سياستگذاران فرهنگي، هر کدام به سهم خود مي توانند در پيشگيري از فريب خوردن جوانان و افتادن آنان در دام افراد و جريان هاي ضد مذهبي، نقش مؤثر ايفا کنند. نقش خانواده در تربيت، از همان دوران کودکي پديدار مي شود که به ايجاد فضاي گرم و صميمي در خانواده بر مي گردد. هم چنين مدرسه با ارايه برنامه هاي سالم و تقويت باورهاي ديني دانش آموزان مي تواند نسلي مذهبي و غيروابسته به جريان هاي ضدمذهبي، به جامعه تحويل دهد. سياستگذاران فرهنگي نيز مي توانند با ايجاد فضاي مناسب و ساخت مراکز فرهنگي، ورزشي و تفريحي، اوقات فراغت جوانان را پرسازند و از انحراف آنان پيشگيري کنند. چگونه در پرتو يک زندگي معتدل مي توان به ايمان حقيقي دست يافت؟ دستيابي به ايمان واقعي و برخورداري از پيآمدهاي آن در دنيا و آخرت، در گرو پاي بندي به آموزه هاي موجود در دين است. بهترين پاسخ به اين پرسش را بايد در سخن جامع و کامل هفتمين پيشواي شيعيان امام موسي کاظم(ع) جست. ايشان در سخني کوتاه، زندگي متعادل يک انسان با ايمان را چنين تشريح فرموده است: اجتهدوا في ان يکون زمانکم اربع ساعات ساعة لمناجاة الله و ساعة لامر المعاش و ساعة لمعاشرة الاخوان و الثقات الذين يعرّفونکم عيوبکم و يخلصون لکم في الباطن و ساعة تخلون فيها للذّاتکم في غير محرّم و بهذه الساعة تقدرون علي الثلاث ساعات.[15] بکوشيد اوقات خود را به چهار بخش تقسيم کنيد. بخشي را به مناجات و ارتباط با خداوند متعال، بخش ديگر را به کار و زندگي، بخش سوم را به ارتباط با دوستان و افراد با اعتمادي که با دلسوزي، عيب تان را به شما گزارش مي دهند و بخش چهارم را به لذت بردن از امور حلال اختصاص دهيد. با توجه به بخش چهارم، خواهيد توانست سه بخش ديگر را به درستي به انجام برسانيد. بنابراين، اگر کسي با ميانه روي براي اين چهار بخش از زندگي خود برنامه ريزي کند، خواهد توانست: هر گاه هنگام عمل به دستور الهي با ريشخند ديگران روبه رو شويم، بايد چه کنيم؟ ريشخند کردن دينداران و اولياي الهي و جبهه حق از سوي دشمنان حق، پيشنهادي طولاني دارد. اين کردار ناشايست از آغاز زندگي بشر و در زمان پيامبران پيشين و پيامبر خاتم(ص) وجود داشته است و تا هنگامي که حق و باطل وجود دارد، ادامه مي يابد. در قرآن کريم آمده است: ان الذين اجرموا کانوا من الذين امنوا يضحکون و اذا مروّا بهم يتغامزون. واذا انقلبوا الي اهلهم انقلبوا فکهين و اذا رأوهم قالوا انّ هولاء لضالّون.(مطففين، 32 - 29) همانا بدکاران(در دنيا) پيوسته به مؤمنان مي خنديدند و هنگامي که از کنار آنان مي گذشتند، ايشان را با اشاره هاي خود مسخره مي کردند. هنگامي که بدکاران به سوي اهل خود برمي گشتند، مسرور و خندان بودند(و تمسخرهايي را که نسبت به مؤمنان روا داشته اند، براي يکديگر تعريف مي کردند؛ يعني براي آنان، لطيفه مي ساختند و مي خنديدند) و هنگامي که مؤمنان را مي ديدند، مي گفتند: اينان گمراهانند. بنابراين، استهزا و تمسخر، حربه اهل باطل در برابر روش حق و مستدل اهل ايمان است. آنان چون دليلي براي رد کردن راه و روش مؤمنان نمي يابند و از آوردن منطق و استدلال باز مي مانند، دست به کارهاي جاهلانه مي زنند. به کارگيري حربه استهزاء نشان دهنده سستي، حقارت و زبوني گمراهان در برابر مؤمنان است. 1. بهشت را به بها مي دهند نه به بهانه: خداوند متعال در همين سوره به پاره اي از نعمت هاي بي پايان خود اشاره کرده و فرموده است: همانا نيکان از انواع نعمت ها برخوردارند. به تخت هاي زيباي بهشتي تکيه کرده اند و به زيبايي هاي بهشت مي نگرند. در چهره آنان، طراوت و نشاط نعمت را مي بيني. از شراب زلال، دست نخورده و سربست هاي سيراب مي شوند؛ مهري که بر آن نهاده شده، از مشک است. خواهندگان اين نعمت هاي بهشتي بايد بر يکديگر پيشي بگيرند. اين شراب(طهور) با تسنيم در هم آميخته است؛ همان چشم هاي که مقربان از آن مي نوشند.[17] به يقين، اين نعمت هاي ارزشمند بهايي دارد و بهاي آن، پايداري در راه حق و بردباري در برابر تمسخر گمراهان است. 2. بايد دانست روز تمسخر اهل باطل نيز به زودي فرا مي رسد. «روز قيامت، روزي است که مؤمنان به کافران مي خندند. اين در حالي است که مؤمنان بر تخت هاي آراسته بهشتي نشسته اند و نگاه مي کنند».(مطففين 34 و 35) پيامبر اسلام(ص) مي فرمايد: در آن روز، دري از بهشت به روي کافران گشوده مي شود و آنان به گمان اين که فرمان آزادي از دوزخ و ورود به بهشت داده شده است، به سوي آن حرکت مي کنند. هنگامي که به آن رسيدند، ناگهان در بسته مي شود و اين کار چند بار تکرار مي شود و مؤمنان که از بهشت نظاره گر آنند، مي خندند.[18] اگر ما زندگي زودگذر دنيا را با زندگي جاويد آخرت بسنجيم، درخواهيم يافت که تحمل تمسخر دنيا بسيار آسان تر از تحمل تمسخر قيامت است. 3. اهل ايمان وظيفه دارند زبان خود را از آلودن به سخنان زشت نگاه دارند و به گمراهان با سخناني سالم و به دور از لغو و گناه، پاسخ دهند: و عبادالرحمن الذي يمشون علي الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالواسلاما. (فرقان، 63) و بندگان خداي رحمان کساني هستند که روي زمين به نرمي گام برمي دارند و چون نادانان، ايشان را طرف خطاب قرار دهند، به ملايمت پاسخ مي دهند. پس ناداني نادانان را با ناداني نمي توان پاسخ داد. 4. مؤمنان بايد باورهاي خود را نيرومند سازند. کسي که به حقانيت آيين حيات بخش اسلام، يقين پيدا کرد، ديگر وعده و وعيد ديگران ذرهاي در او اثر نمي گذارد. براي نمونه، مشرکان در آغاز رسالت پيامبر، با وعده و وعيد بسيار از حضرت ابوطالب(ع) خواستند که به محمد بگويد اگر از آيينش دست بردارد، هر چه بخواهد به او مي دهيم. آن حضرت به چنان يقيني رسيده بود که در پاسخ فرمود: يا عم والله لو وضعت الشمس في يميني و القمر في شمالي ما ترکت هذا القول حتي انفذه او اقتل دونه.[19] پي نوشت ها: [ سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 ] [ 20:37 ] [ رضا کریمی ورزنه ]
|
||